اسكندر بيگ تركمان
825
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بمروت و فتوت ذاتى كه ميراث اجداد عاليمقدر است جواب دولتخواهان برين نهج دادند كه هر چند طبقه روميه بمكر و حيل مشهورند چون مراد پاشا از ابتداء تا انتها گفتگوى صلاح انديشى بميان آورده در الفت و آشنائى كوفت و از جنك و جدال بحسب ظاهر كناره ميجست ما نيز بنابر نظام سلسله ظاهر از خبث باطن ايشان نظر همت پوشيده رضا بمصالحه دادهايم حالا خلاف آن چه گفته و نوشتهايم لايق نميدانيم معذلك ماه مبارك رمضان كه از شهر حرم است رسيد هر - گاه اين دو گروه عظيم بعزم قتال درهم آويزند پيداست كه چه خونها ريخته خواهد شد و نميخواهيم كه درين ماه مبارك كه قتال ممنوع است آلودهء و بال اينهمه خونريزش گرديم اما بملاحظه آنكه مبادا در هنگام مراجعت آسيبى از ايشان بقلعه خوى رسد حاكم خوى رخصت داده با جمعى تفنگچيان [ 584 ] بقلعه فرستادند و رايات نصرت آيات نيز چند مرحله تعاقب فرمودند و لشكريان را از دستبرد و تعرض روميه و اخذ غنيمت منع مينمودند مع ذلك مردم مجهول فوج فوج پيش رفته در سر هر كوچ خود را به عقب اردو رسانيده سر وزنده و اخترمها ميآوردند مراد پاشا در حين بازگشتن سه - چهار نفرى از مردم مجهول كه درين آمد و رفت بدست روميه آمده بود خلعت داده با كس خود و يك نفر ملازم محمد بيك فرستاد و پيغام كرده بود كه حضرت شاه و الا جاه از اين آمد و رفت غبارى بخاطر نرسانند كه اين جسارت بنا بر اطفاء حرارت بعضى جهلاى روميه و سرمستان بادهء نخوت و غرور كه سيلى روزگار نخورده از حوادث عالم بىخبرند اتفاق افتاد و انشاء اللّه تعالى من بعد صلح و صلاح بر وجه دلخواه و رضاى خاطر اشرف صورت خواهد يافت و حضرت اعلى نيز قريب بچهل پنجاه نفر از روميه كه اكثر از طبقهء ينكچرى بودند و در حين مراجعت گرفتار غازيان شده بودند آزاد فرموده خلعت داده باز فرستادند و جمعى كه آزاد كردهها را برده بودند باز آمده تقرير كردند كه واهمهء عظيم بروميه استيلا يافته با وجود چندين مسامحه كه از جانب اشرف بظهور پيوست خاطرشان اطمينان نمييافت و در سر هر كوچ آوازهء لشكر قزلباش ميرسيد و موجب شورش و اضطراب عظيم ميگشت . مجملا عسكر روم از اين سفر بغايت پريشان و بد حال بازگشته خلق بسيار و اسب و استر بيشمار در معرض تلف آمد و چون الباق گذشته بحوالى وان رسيدند رايات ظفر آيات از حوالى طسوج و شبستر بجانب دارالسلطنهء تبريز در حركت آمده بجبر اختلال احوال و رضاجوئى عجزه و سان عساكر نصرت نشان و رخصت رجوع ايشان بمنازل خود رعايا پرداختند و پراكندگان شهر و مواضع جمع آمده در مساكن و اوطان آرام گرفتند و جمعى از رعايا را كه از عبور لشكر روم خسارت و نقصان رسيده بود در اين سال و سال ديگر از مالوجهات و عوارض ديوانى معاف فرمودند و در تبريز چند روز جهت سان عساكر نصرت نشان توقف فرموده امراء عظام سرحد و طبقات حشم را از قورچى و غلام و و غير ذلك كه دو سال بود در يساق بودند فوج فوج و گروه گروه به نظر درآورده مطالب مدعيانى كه داشتند بانجاح مقرون گردانيد رخصت دادند كه بمنازل و اقطاعات خود بازگردند .